شهود عشق
نوشته شده در تاريخ شنبه 1391/08/13 توسط شقایق بی پلاک |

هر گم شده ای به عشق مایل نشود

هر تکه کلام ساده ای دل نشود

برخیز شهید دیگری پیدا کن

حیف است که این ترانه کامل نشود!

سید مهرداد افضلی-شهر کرد

 

***

***

 

شهید گمنام

پیدا شده! ای شهید گمنام!

نام آوری‏ات زبانزد عام

از نام و نشان فراتری تو

گمنام منم: اسیر یک نام

یحیی علوی فرد

می آید و زخم ناگهانی بر دوش

تصویر دو چشم آسمانی بر دوش

از دشت بزرگ عشق بر می گردد

خاکستر و بار استخوانی بر دوش

بهاره احمدی

اینجا شاید، ولی نه! در آنجایید

شاید پایین، ولی نه! بر بالایید

باری غم غربت شما ما را کشت

مانند مزار حضرت زهرایید

 

 ****

 

برای شهدای تفحص

می گفت: ستاره خفت ، بر می گردم

وقتی که سحر شکفت بر می گردم

 سر تا سر خاک جبهه رو باید گشت

دنبال کسی که گفت : بر می گردم

 

تو سرخ و سپید می شوی می دانم

سیبی که رسید می شوی می دانم

 انگار که بو برده ای از باغ بهشت

آخر ـ تو شهید می شوی ـ می دانم!

 

ناگاه نویدی آمد و او را برد

پرواز سپیدی آمد و او را برد

 هر بار که رفت با شهیدی برگشت

این بار ـ شهیدی آمد و او را برد!

سعید حدادیان

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

اگر مشتی پلاک و استخوان‌اند

رموز هستی و جانِ جهان‌اند

چو خونی در رگ هستی، روان‌اند

چو جان، در جسم این امت نهان‌اند

نشان دولت صاحب زمان‌اند(عج)

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

 

کجا آگه شما، از حال مایید

کبوترهای خونین‌بالِ مایید

صلابت در دلِ خوشحالِ مایید

کمال شوکت امسال مایید

در این دنیای دون، تکخال مایید

 

ای دوست به شهر ما صفا آوردی

این رایحه را تو از کجا آوردی؟

انگار نماز عشق را از سر سرخ

بر تربت لاله‌ها به جا آوردی

سید محمد بابامیری

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

 

****

 

ای کاش همیشه رنگ غم‌ها باشم

در سنگر عشق، مرد تنها باشم

دلخسته‌ام از خاطره‌ها، بگذارید

گمنام‌ترین شهید دنیا باشم

 

****

 

یک چفیه پر از بهار، باور کردم

موسیقی انتظار، باور کردم

من عاشقی تو را به روی مین‌ها

در لحظه‌ی انفجار باور کردم

کیوان براهنگ

 

****

 

از پیکر چاک چاک، اثر آوردند

زان یار سفر کرده، خبر آوردند

یاران به حریم عشق رو آوردند

از طایر عشق بال و پر آوردند

پرنده

رفتند و مرا دوباره عاشق کردند

دیری ست به دنبال غزل می گردند

حالا همه شب کنار این پنجره ام

امشب به دلم شده که بر می گردند

****


برچسب‌ها: شعردرباره شهدا
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1391/08/10 توسط شقایق بی پلاک |

 

هر گم شده ای به عشق مایل نشود

هر تکه کلام ساده ای دل نشود

برخیز شهید دیگری پیدا کن

حیف است که این ترانه کامل نشود!

سید مهرداد افضلی-شهر کرد

 

***

***

 

شهید گمنام

پیدا شده! ای شهید گمنام!

نام آوری‏ات زبانزد عام

از نام و نشان فراتری تو

گمنام منم: اسیر یک نام

یحیی علوی فرد

می آید و زخم ناگهانی بر دوش

تصویر دو چشم آسمانی بر دوش

از دشت بزرگ عشق بر می گردد

خاکستر و بار استخوانی بر دوش

بهاره احمدی

اینجا شاید، ولی نه! در آنجایید

شاید پایین، ولی نه! بر بالایید

باری غم غربت شما ما را کشت

مانند مزار حضرت زهرایید

 

 ****

 

برای شهدای تفحص

می گفت: ستاره خفت ، بر می گردم

وقتی که سحر شکفت بر می گردم

 سر تا سر خاک جبهه رو باید گشت

دنبال کسی که گفت : بر می گردم

 

تو سرخ و سپید می شوی می دانم

سیبی که رسید می شوی می دانم

 انگار که بو برده ای از باغ بهشت

آخر ـ تو شهید می شوی ـ می دانم!

 

ناگاه نویدی آمد و او را برد

پرواز سپیدی آمد و او را برد

 هر بار که رفت با شهیدی برگشت

این بار ـ شهیدی آمد و او را برد!

سعید حدادیان

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

اگر مشتی پلاک و استخوان‌اند

رموز هستی و جانِ جهان‌اند

چو خونی در رگ هستی، روان‌اند

چو جان، در جسم این امت نهان‌اند

نشان دولت صاحب زمان‌اند(عج)

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

 

کجا آگه شما، از حال مایید

کبوترهای خونین‌بالِ مایید

صلابت در دلِ خوشحالِ مایید

کمال شوکت امسال مایید

در این دنیای دون، تکخال مایید

 

ای دوست به شهر ما صفا آوردی

این رایحه را تو از کجا آوردی؟

انگار نماز عشق را از سر سرخ

بر تربت لاله‌ها به جا آوردی

سید محمد بابامیری

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

 

****

 

ای کاش همیشه رنگ غم‌ها باشم

در سنگر عشق، مرد تنها باشم

دلخسته‌ام از خاطره‌ها، بگذارید

گمنام‌ترین شهید دنیا باشم

 

****

 

یک چفیه پر از بهار، باور کردم

موسیقی انتظار، باور کردم

من عاشقی تو را به روی مین‌ها

در لحظه‌ی انفجار باور کردم

کیوان براهنگ

 

****

 

از پیکر چاک چاک، اثر آوردند

زان یار سفر کرده، خبر آوردند

یاران به حریم عشق رو آوردند

از طایر عشق بال و پر آوردند

پرنده

رفتند و مرا دوباره عاشق کردند

دیری ست به دنبال غزل می گردند

حالا همه شب کنار این پنجره ام

امشب به دلم شده که بر می گردند

 

پس از عمری پس از عمری غریبی بی نشانی

خـــدا   می‌خــــواسـت  در  غربــــت   نـــــمانی

از آن جسم شریف و پاکت ای دوست

پلاکی بازگشت و استخوانی

****



شعار زیبا در مورد شهدا

چشم پاک دختری از جمله‌ای تر مانده است""" چشم‌های پاکش اما خیره بر در مانده است

روی دیوار اتاق کوچک تنهایی‌اش """ عکس بابایش کنار شعر مادر مانده است . . .

یاد و خاطره شهیدان گرامی باد

  

 

ای روشنای خانه امید، ای شهید """ ای معنی حماسه جاوید، ای شهید

چشم ستارگان فلک از تو روشن است"""ای برتر از سراچه خورشید ای شهید

 

 

 

ای شهیدان ، عشق مدیون شماست """هرچه ما داریم از خون شماست

ای شقایق ها و ای آلاله ها """ دیدگانم دشت مفتون شماست . . .

  

 

شهادت را نه در جنگ، در مبارزه می دهند

ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم

غافل که شهادت را جز به اهل درد نمی دهند . . .

 

 

 

دید در معرض تهدید دل و دنیش را """ رفت با مرگ خود احیا کند آیینش را

رفت و حتی کسی از جبهه نیاورد به شهر """چفیه و قمقمه اش کوله و پوتینش را . . .

 

 

 

رفتن به جهاد نفس راهی است بزرگ """از جبهه گریختن گناهی است بزرگ

ما بر سر پست انقلابیم اکنون """ خفتن سر پست اشتباهی است بزرگ . . .

 

 

 

کبوتر و دو پلاک و دو ساک خالی تو """ دلم دوباره گرفته زبی‌خیالی تو


تو التماس نگاه کدام پنجره‌ای """ که نقش بسته نگاهم به طرح قالی تو . . .

 

 

 

سری که هیچ سرآمدن نداشت، آمد """ بلند بود ولیکن بدن نداشت آمد

بلند شد سر خود را به آسمان بخشید """سری که بر تن خود، خویشتن نداشت آمد . . .

 

 

 

گمنامی تنها برای شهرت پرستان درد آور است ، وگرنه همه اجرها در گمنامیست.

محکمه خون شهداء محکمه عدلیست که ما را در آن به محاکمه می کشند . . .

 

 

 

ای دوست به حنجر شهیدان صلوات """ بر قامت بی سر شهیدان صلوات

خدا می داند اگر پیام شهدا و حماسه های انها را به پشت جبهه منتقل نکنیم گنه کاریم . . .

 

 

 

 

شکر لله شیعه ای نامی شدیم """اهل جمهوری اسلامی شدیم

از خمـینی درس عشق آموختیم """ در تنور جنگ و جبهه سوختیم

بیعتی کردیم با سید علی""" راه حق در قول و فـعلش منجلی . . .

 

 

 

چفیه‌ی من بوی شبنم می‌دهد  """ عطر شب‌های محرم می‌دهد

چفیه‌ی من، سفره‌ی دل می‌شود """ جمعه، با مهدی، مقابل می‌شود . . .

 

 


در سینه‌ام دوباره غمی جان گرفته است

« امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است »

تا لحظه‌ای پیش دلم گور سرد بود

اینک به یمن یاد شما جان گرفته است

 

  

 

تا کی دل من چشم به در داشته باشد؟ """ ای کاش کسی از تو خبر داشته باشد

آن باد که آغشته به بوی نفس توست """ از کوچه ما کاش گذر داشته باشد . . .

 

 

 

ای دشمن حق ما دلیر و حق پرستیم """برگرد ! تا سربند یا زهـرا (س) نبستیم . . .

 

 ای شهید

ای روشنای خانه امید، ای شهید
ای معنی حماسه جاوید، ای شهید
چشم ستارگان فلک از تو روشن است
ای برتر از سراچه خورشید ای شهید
« زهره » به نام توست غزلخوان آسمان
با یاد توست مشعل « ناهید » ای شهید
« قد قامت الصلاه » به خون تو سکه زد
در گسترای ساحت تحمید ای شهید
تیغ سحر زجوهره خونت آبدار
گشت و شکست لشکر تردید، ای شهید
آئینه‌دار خون تو اند آسمانیان
رنگین‌کمان به شوق تو خندید ای شهید
ایمن شدند دین و وطن تا به رستخیز
فارغ شدند زآفت تهدید، ای شهید
در فتنه‌خیز حادثه‌ها جان پناه ماست
بانگی که در گلوی تو پیچید، ای شهید
صرافی جهان زتو گر نقد جان گرفت
جام شهادتش به تو بخشید، ای شهید
نام تو گشت جوهر گفتار عارفان
« عارف » زبان گشوده به تأکید، ای شهید

کتاب حماسه های همیشه





ای روشنای خانه امید، ای شهید / ای معنی حماسه جاوید، ای شهید

چشم ستارگان فلک از تو روشن است / ای برتر از سراچه خورشید ای شهید


چشم پاک دختری از جمله‌ای تر مانده است / چشم‌های پاکش اما خیره بر در مانده است

روی دیوار اتاق کوچک تنهایی‌اش / عکس بابایش کنار شعر مادر مانده است . . .



ای شهیدان ، عشق مدیون شماست / هرچه ما داریم از خون شماست

ای شقایق ها و ای آلاله ها / دیدگانم دشت مفتون شماست . . .



کبوتر و دو پلاک و دو ساک خالی تو / دلم دوباره گرفته زبی‌خیالی تو

تو التماس نگاه کدام پنجره‌ای / که نقش بسته نگاهم به طرح قالی تو . . .



تا کی دل من چشم به در داشته باشد؟ / ای کاش کسی از تو خبر داشته باشد

آن باد که آغشته به بوی نفس توست / از کوچه ما کاش گذر داشته باشد . . .




ای روشنای خانه امید، ای شهید

ای معنی حماسه جاوید، ای شهید

چشم ستارگان فلک از تو روشن است

ای برتر از سراچه خورشید ای شهید

« زهره » به نام توست غزلخوان آسمان

با یاد توست مشعل « ناهید » ای شهید

« قد قامت الصلاه » به خون تو سکه زد

در گسترای ساحت تحمید ای شهید

تیغ سحر زجوهره خونت آبدار

گشت و شکست لشکر تردید، ای شهید

آئینه‌دار خون تو اند آسمانیان

رنگین‌کمان به شوق تو خندید ای شهید

ایمن شدند دین و وطن تا به رستخیز

فارغ شدند زآفت تهدید، ای شهید

در فتنه‌خیز حادثه‌ها جان پناه ماست

بانگی که در گلوی تو پیچید، ای شهید

صرافی جهان زتو گر نقد جان گرفت

جام شهادتش به تو بخشید، ای شهید

نام تو گشت جوهر گفتار عارفان

« عارف » زبان گشوده به تأکید، ای شهید

کتاب حماسه های همیشه



برچسب‌ها: شعردرباره شهدا, شعر شهدا, شعررهبری, شعردروصف شهدا, شعر
.: Themes By blogskin :.
طراح قالب های مذهبی وبلاگ : شهدای کازرون